به این فکر می کردم که یک مرد و یک زن؛ بالای تپه ی پر از چمن های بلند که پشت به پشت هم تکیه داده باشند به یک درخت تنومند، و خورشید نیمدایره ی نارنجی وقت غروبی که بزرگ تر از همیشه به نظر می آید، از آن پایین چه سوژه ی نابی می شود برای عکسی که پشت زمینه صفحه ی مانیتور کسی شود یا توی یک مسابقه عکاسی جایزه بگیرد.شاید هم قاب عکس اتاق خوابی دو نفره.
کسی چه می داند ما سر چه چیزی دعوایمان شده و چه تصویر بدبویی از هم توی ذهنمان جا گرفته ؟که اینطور به این درخت پیر زمخت تکیه دادیم تا بدن هایمان به هم نخورد که چندشمان شود