لو يعرفون مكانتهم في قلوبنا،
لبكوا خجلا من تصرفاتهم...
اگر بدانند در دل ما چه جایگاهی دارند،
از شرمساریِ رفتارشان به گریه میافتند.. ..
#♡
لو يعرفون مكانتهم في قلوبنا،
لبكوا خجلا من تصرفاتهم...
اگر بدانند در دل ما چه جایگاهی دارند،
از شرمساریِ رفتارشان به گریه میافتند.. ..
#♡
وقتی اشفته ا�
از همه خورد�
توی اون تاریکی
توی گوشم میگی
همچی آرومه
دل من تا آخرش پای تو می مونه...
با تو من آروم�
فک بکن مجنون�
اخه تو رو دیدم
از همه برید�
تا به این رسیدم...
که تو همون فرشته ای که اومدی به قلب من
هیچی نگم خودت می دونی چیه حرف و درد من
اسمتو هیچ جا نگفتم که چشمت نزنن
یا که پیدات بکنن ، بزدنتُ و ببرن
خواب عشق من شده با وجودت ، تعبیر
خواسته من چیه ؟ بمون تو پیشم ، همین
آخرش ناز 2 تا چشمات کار دادش دست�
نمی دونی که چقدر عاشق شدمُ به تو وابست�
---------
پیدا شد
برق عشق تو چشما�
یکی شدش همه دنیا�
خودش می دونه اون می خوا�
دست بردار
تو چشام زل بزن
تیپمو دید بزن
با دلم حرف بزن
تو همون فرشته ای که اومدی به قلب من
هیچی نگم خودت می دونی چیه حرف و درد من
اسمتو هیچ جا نگفتم که چشمت نزنن
یا که پیدات بکنن ، بزدنتُ و ببرن
خواب عشق من شده با وجودت ، تعبیر
خواسته من چیه ؟ بمون تو پیشم ، همین
آخرش ناز 2 تا چشمات کار دادش دست�
نمی دونی که چقدر عاشق شدمُ به تو وابستم
خودم نویس
بهترین ریتم و ترانس ، ضربان قلب تو
پر از عشق و ستارس ، خوشگل اون چشای تو
می بری دل رو تو از من ، با یه چشمک و نگاه
اخه چی بگم به تو من ، جون من برات فدا
شدی تو سوگولی این قلب من ، ای نازنین
حال من کوکه باهات ، تو نبض احساسم ببین
می خوام این شعرو فدای ناز چشمات بکن�
می خوام من داد بزنم ،عشقم دوست دارم ، همین....
تک تـــک لحظه هام ، پر شده از عطر تو
توی گوشام می پیچه ، قشنگ صدای ناب تو
تا که اسم تو میاد ، مرده و زنده من میشم
حاظرم جونمم بدم ، تا که تو بیای به پیشم....
-----
آســمون
شده مهتابی دوباره
ببین دلم چه بیقراره
کاشکی بارون بباره
باز دوباره
اسمته زیر لب�
شدی همه هم و غم�
شک نکن تو به قلبم....
تک تـــک لحظه هام ، پر شده از عطر تو
توی گوشام می پیچه ، قشنگ صدای ناب تو
تا که اسم تو میاد ، مرده و زنده من میشم
حاظرم جونمم بدم ، تا که تو بیای به پیشم....
خودم نویس...
دهانت را که می بندی ...
چشم هایت حرف می زنند ...
آن گاه باد و بوسه ...
در هم می آمیزند ...
و هزاران پرنده ...
با لب های تو ...
به پرواز در می آیند...
راحله_شوقی
من نمیخواهم کسی بیاید ،
که عقلم را سر جایش بیاورد ،
و منطقم را بالا ببرد ،
یا بگوید چگونه بخند و بپوش و ببین ،
چگونه باش و نباش ؛
من فقط دلم میخواهد کسی بیاید ،
که با او دیوانه ی بهتری باشم .. ..
همین !
#مریم_قهرمانلو
اگر کسی که دوستش دارین بخاطر تحریک حسادت شما کاری کرد همون لحظه واسه همیشه بیخیالش بشید چون اگر کسی واقعا شما رو دوست داشته باشه کسی رو حتی برای یک لحظه لایق رقابت با شما نمیدونه
به عشقت سخت نگیر مگر به هنگام در آغوش کشیدنش..
[ قیامت باشد آن قامت در آغوش]..❤
ببین اونی ک
دوستت داره
هیچ وقت ازت
نمیگذره..
حتی اگر خارباشی
بین دستاش!
یه فرق خیلی ریز هست میون کسی که
بهش تکیه میکنی ،
و کسی که تو رو از تکیه کردن به دیگران بی نیاز میکنه.. ..♡
ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟!
ﺟﺰ ﺁﻧﮑﻪ
"ﺯﻥ ﻫﻤﺪﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩ
ﻭ ﻣﺮﺩ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻥ"
ﯾﻌﻨﯽ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﻢ ﺧﻂ
ﺁﻧﻘﺪﺭ سخت است ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻨﺪ.. ..
#گلی_ترقی
نمی دانم تو را چگونه بنویسم!
که بدانی، تمام دنیایم همین دو حرف است.
سودابه_رنجبر
"عاشقانه ای کوتاه"
بر رخساره اش دو جزیره ظهور کرده
با نخل های برافراشته
جزیره هایت را بخوابان
تا ببوسم از اولین نخل تا آخرینش
بوی مریم را پُر می کند جهان
حال
بگشای جزیره ها را
آنها نور می خواهند..
تا بحال اقیانوس را با دودست قاب گرفتی؟
من
تنها ساکن این اقیانوس و جزایرش
من
خوشبخت ترین�
هشتمین عجایب جهان! از برمودای نگاهت هیچ گریزی نیست♥️
《کیان_آشفته》
- کانَ یَلزمُنا قلوبٌ اَکبر،
کَی تَتسَع لِکُل هذا الاَسی
| برای جا دادن اینهمه اندوه،
نیازمند قلبهایی بزرگتر بودیم.. |
بعضیها هم هستن کـه آدم رو خوب بلدن ؛
مثلـاً #میدونن
کدوم آجرِ نصفهء دیوار دلت رو
بیرون بکشن، تا دیوارت یکسره فُـرو بریزه!
جلال آل احمد در نامهای به سیمین دانشور نوشت:
«با هرکس حرف میزنم، اولین کاری که میکنم این است که حلقه ام را طوری به رُخش بکشم که او از من بپرسد که ازدواج کرده ای؟
و من حرفم را به تو بکشانم و بعد عکس تو را نشان بدهم.. .. »
گفته بودند مرد گریه نمیکند
دیشب تا سحر برایش گریه کرد�
صبحش حس میکردم مردانه تر از قبل دوستش دار�
...
آن رنگ موی مورد علاقه من بر گیسو تو بر هر مرد دیگر حرام است هرکه خواهد باشد
...
توی این سالها یه طرف موهام کلا سفید شد هرکسی جیزی گفت کسی نفهمید چه ها که نکشیدم حتی خودش
در وسط بیابان جوری محکم روسری رو گرفته بود انگار من و خدا غریبه ترینیم...در حالی که نزدیکترینی�
صد ها کیلومتر فاصله بود ولی هردو یه چیز میخواستیم...
اون جار میزد من مخفی میکرد�
حالا من جار میزنم او مخفی میکند
هردو میدانیم چه میگذرد
دوستت دارم هایمان را محکم تر مینویسم تا تلخ تر کند این داستان عاشقانه را ،داستانی که فقط با بریده شدن نفس های یکی از ما دوتا(انشاله من) تمام خواهد شد...
نرو
خودنمایی میکند در تصویر چشمانت...لبانت...زیبایی موهایت...بیچاره چشمانم که جای دیگری را جز این ندید!!!
عشق ینی این که وقتی مال خودت نیس حتی جرئت ذخیره کردن عکسش رو هم بخودت ندی...
خدایا قیامت باهات خیلی کار دارم دعا کن فقط قیامت واقعا وجود داشته باشه...
بدجوری درگیر توام
تو را میخواه�
شبیه پیراهنی
که همه میگویند به تنت تنگ است
اما اصرار به پوشیدنش دارم!
و چه حسرتی از این بیشتر
که هر کاری میکنم
عشق اندازه ام نمی شود …
فرشته_رضایی
وقتی دو نفر شیفته یک دیگر میشوند،
کوچکترین اشاره،
کوچکترین تماس،
کوچکترین نگاه
برای اینها به اندازهی
عالمی قیمت دارد.. ..
#بزرگ_علوی