N
Na GhOfTeH ۱۲ سال پیش
پیام

در این دیـــــــــار خسته ها
دیگر بریـــــــــــــــده نفســـــــــــــ�
هرچه تـــــــــلاش میکنم به آرامـــــــــش نمیرس�
روز نفس نفس زنان،روبه سراب میروم،خشک گلو و تشنه لب،به عشق آب میرو�
شب که به خانه میرسم،شکسته بال و خسته جان،در غم فردای دگر باز به خواب میرو�
از تن خشک شاخه ها توقع جوانه نیست،اسب نفس برده را طاقت تازیانه نیست
از گل چهره سوخته طراوتی طلب مکن
برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب مکن
فرشته ی نجات من دیر به ما رسیدی
کهنه شده س زخم ما،کوشش بی ثمر مکن
در این دیـــــــــار خسته ها
وجــــــــود مـــــــــن بیهـــــــــوده شد
ارثیـــــــــه های عـــــــــــاطفی اینجا از من ربوده شد.....
لایـــــــــــــــک: منم مثله تو.....

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.