يكي از لذت هايي كه هنوزم هست،يكي از لذت هايي كه تا آخرش مي مونه،اينه كه:
با چشماي اشكي...
زل بزني به عكسي كه صد بار پارَش كردي ولي دوباره با گريه و پشيموني تكه هاش رو بهم چسبوندي...
با حسرت...
با يه حسرت دخترونه...
نگاه كني به عكسش...
نگاه كني به بازوهاي مردونش...
ياد روزايي بيوفتي كه بهشت،،،دستاي اون بود...
دختر كه باشي...
حتي نگاه كردن به دست هاي بزرگ و مردونش ميشه آرزوت...
همين...