p
pouyan ۱۲ سال پیش
پیام

چند وقت پیش گودزیلامون(پسر خواهرم)رو بردیم واسه عمل(یه عمل خیلی سخت).بعد از عمل که بهوش اومد من خودم رو آماده کرده بودم که بهش روحیه بدم.خلاصه با بغض تو گلو رفتم ملاقاتش.گفتم سلام بر بن تن خودم(آخه بن تن رو دوست داره)در گوشش گفتم میدونی همه قبل از مدرسه رفتن میان بیمارستان و اینجا میخابن تا واسه مدرسه رفتن آماده شن.
با چشای آشک آلودش گفت:دایی ادامه نده میدونم که داری دروغ میگی به خاطر من.
"خدایا همه مریضا رو شفا بده"

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

دل پیش کسی باشد، وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
درحال فرو خوردن بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ،گریه کنی،شعر بخوانی؟
دلتنگ توام ای که به وصلت نرسیدم
ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

آ
آنشرلی ۴ سال پیش
پیام

عاقبت روزی مزار سرد من
معبد دنجی برایت می شود
عکس من با اخرین لبخند من
شاهد شب گریه هایت می شود
می گذاری سر به روی قبر من
سنگ قبرم می شود دنیای تو
از تمام انچه باهم داشتی�
یاد مـــــــــــــن می ماندو فردای تــــــو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ♡

F
Farshad ۴ سال پیش
پیام

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری
بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری
سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری
آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.