یادمه جلسه اول کلاس زبان استاد یه چیزی به انگلیسی بهم گفت
منم عینه....داشتم نگاش میکرد�
دوباره همون حرف رو گفت و دستشم طرف تخته دراز کرد
رفقیمم یواشکی در گوشم گفت :میگه تخته رو پاک کن
رفتم تخته رو پاک کرد�
استاد میگه منکه نگفتم تخته رو پاک کنی گفتم بیا اینجا خودتو معرفی کن
نتونستم قیافه کسی رو ببینم آخه چشام سیاهی رفت