وقتی شکسته اطلسی وقتی گرفته اسمون
وقتی که تنهای شده تنها شریک خونمون
وقتی نگاه روشنت حالا غریبه با چشام
نه دیگه اسمت یادمه نه دیگه عشقت رو میخا�
میترسه بی تو گم شدن بی رد پا بی نشون
باید گذشت از باورت باید رها شد نیمه جون
میترسه تنهایی و غم باید تو رویاها نشست
باید بروی عاشقی چشمای دلتنگی رو بست
.
.
.
اطلسی---مرتضی پاشایی