گفت : "کسی دوستم ندارد،میدانی چقد سخت است اینکه کسی دوستت نداشته باشد؟
خدا هیچ نگفت.
گفت: "به پاهایم نگاه کن ببین چقد چندش اور است،من دنیارا کثیف میکنم،ادمهایت از من میترسند،مرا میکشند برای اینکه زشتم،زشتی جرم من است."
خدا هیچ نگفت.
گفت: "این دنیا فقط مال قشنگهاست،مال من نیست"
خدا گفت:چرا مال تو هم هست، دوست داشتن چیزهای قشنگ چندان سخت نیست اما دوست داشتن یک سوسک کاری دشوار است.ببخش کسی را که تورا دوست ندارد زیرا که او مؤمن نیست،مؤمن همه را دوست میدارم زیرا همه از من است و من زیبایم.
انکه بین افریده های من خط کشید شیطان بود،حالا قشنگ کوچکم نزدیکتر بیا و غمگین مباش
قشنگ کوچک نزد خدا رفت.