◄k!-!00rz00k!-!an) ►
يكي از آشناهامون تصادف كرده تو بيمارستان بستري بود.باباش مياد ملاقاتش پسره ميگه باااااااااااااااااااااااااااابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ببين وضعيتم چي شده!پدره ميگه بيا يه هديه برات آوردم حالت خوب شه.رو ميكنه به پرستار ميگه اگه ميشه برين من با بچم تنها باشم.آغا تا پرستاره ميره پسره ميپرسه بااااااابا هديت كوجاس؟ باباهه ميگه اينم هديم كه الان بايد ببيني! پا ميشه يذره دست وپنجشو نرم ميكنه د بزن . اينقدر اين بچه رو ميزنه ميگه پدرسگ ولگرد زدي موتورو دربوداغون كردي هديه هم ميخواي؟
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
شايع شده اين فرد با 2هكتار بادمجون كاشته شده رو چشمش از بيمارستان ميره