تو آشپز خونه غذا می پختم(چیه نکنه فک کردین منم از اون دس پا چلفتی یام)زده بودم زیره آواز مامانم اومده می گه جیرجیرکه رو دیوار آواز می خوند باباش می گفت قربون صدایه نکر برم که قطع نمیشه!!!!!!!!!!!!!
من می خوام برم تو لونه مورچه ها قایم شم دیگه.......اینم فک وفامیله من دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟