خ
خرزوخان ۱۲ سال پیش
جوک

◄k!-!00rz00k!-!an) ►
مامانم تعريف ميكرده داييم تصادف كرده بوده بعد كه آورده بودنش خونه آشناهاش نزديك يه50-40 تايي براش كمپوت آورده بودن
خلاصه شب ميشه همه كه خوابيده بودن صداي بازكردن قوطي ميومده ميبينن يه فردي رو ايوون خونه نشسته بوده داشته كمپوتارو ميخورده.داييم كه انقدر ترسيده بود نزديك بود با پاي شكستش فرار كنه.خلاصه يه چيزي چماقي بر ميدارن بزنن تو كله اون مرده تا ميان بزن اون ميگه
پپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
اون يكي داييم بود كه رفته بود جنگ چون خبري ازش نبود فكر كرده بودن شهيد شده
كلا خانواده از ترس سكته كرده بودن
فك وفاميله شجاعه داريم؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.