◄k!-!00rz00k!-!an) ►
آغا مامانم تعريف ميكرد اون سال ها كه زلزله اومده بود رودبار چند تا شهر اونورترم رفت بعد از اون زلزله فردا مامانم رفت دانشگاه.چون ميدونستن باز امكان زلزله هست همه داشتن از ترس ميميردن.بعد استادشون مياد ميگه بچه هاي خوب نترسيد زلزله اصلا اتفاق نميفته تازه اگه بيفته چيزي نيست كه .حالا همون لحظه يه تكوني زمين خورد آغا استاده گچ رو پرت كرد پابرهنه دوييد از مدرسه بيرون.تازه گفتن همونجوري دوييده بوده تا خونه
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
استاد شجاع بود مامانم داشت؟
ضمنا 2013 رو از نام كاربريم برداشتم من همون قبليم