بلاخره بعد از شیش ماه رفتم سلمونی اصلاح کردم دمم گرم خدائی ی محله خوشحال شدن حالا کاری ندارم دیشب سر شام بابام بعد 3رو متوجه اید ک من اصلاح شدم گفت چرا ریشتو نزدی؟(مدل داده یارو کله قندی)
مامانم گف با این ریشت شبیه مصطفی تو حریم سلطان شدی
یـُ هـُ در کمال ناباروری بابام گف ی تار ریش این (منو میگف) میَرزه ب کل هیکل مصطفی این چ حرفیه
1.عایا من سرتان خون دارم؟
2.عایا قراره ب عمر طبیعی همین زودیا بمیرم؟
3.عایا خاطره نوزادی بودم در یک سبد در یک شب سرد و بارانی دم در ی مسجد ساخته ذهن مدهوش نویسندس؟
4.عایا دارین میترکین از حسودی؟