m
mansour ۱۳ سال پیش
جوک

اداره بابام واسه کارمندای بخشی که بابام اونجا بود نه تا مرغ داده بود ولی تعداد کارمندا ده نفر بودن.
تصمیم گرفتن که قرعه کشی کنن.
پس روی نه تا کاغذ نوشتن مرغ و یکیشو خالی انداختن توی یه ظرفی.
چون بابام از نظر سنی بزرگتر بود احترام گذاشتن که اولین کاغذو شما بردارین
بابامم دستشو کرد اون یه دونه پوچ رو برداشت همه از استرس اومدن بیرون.
فکر کنم این خوش شانسی بابام ارثی باشه چون منم خیلی اینجوری میشم

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.