s
sima:** ۱۲ سال پیش
جوک

چند وقت پیش یه خانوم زنگ زد خونمون برام بیان خواستگاری.منم که در پوست خود نمیگنجیدم :)))))))))))))) جلفم خودتی خب خواستگار پیدا نمیشه که والاااا. مامانمم سو استفاده ککککن تا زیر پله خونه رو مجبورم کرد با ذوق و شوق تمیز کنم:٪ فرداش حاضر شدم از صبح چشم به در دوختم اینچنین @@ بالاخره اووومدن (بله چشمم روشن) دیدم دوست دوران دبیرستانم اومده با مامانش (البته اون زمانا داداش نداشتاااا!!!!!!) بعده کلی حرف و روبوسی دوستم میگه خواستیم بادیدنمون سورپرایزت کنیم الکی گفتیم خواستگاریم:))
آقاااا مگه جوونه مردم مسخره شماست تو این کمبود همسر؟؟؟ :(((
پاشدم انداختمشون بیرون از عصبانیت دوسته روان پریشه من دارم؟؟!!
الان افسرده شدم شدیدااا
روانشناس نداریم بین 4جوکیا راهنماییم کنه؟!!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.