M
MiladEH17 ۱۳ سال پیش
جوک

داداشم رفته بود سربازی هر دو سه ماهی یبار برمیگشت و بشدت اه و ناله میکرد و از اوضاع سخت اونجا گله میکرد و میگفت پدرمون رو در اوردن ( بین خودمون بمونه یبارم میخواسته فرار کنه :) ) و بالاخره بعد که خدمتش تموم شد ... کلی مهمون داشتیم داداشمم نشسته بود بحث سربازی شد داداشم اومد گفت من مثه * مرد * سربازیمو رفتم و گذروندم و خیلیم راحت بود ... :|
مهمونا :0
خانواده ما :|

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.