آقا یکی از فامیلامون با دخترش اومد خونمون من هم از دخترش خیلی بدم می اومد . اون موقع من یه اسب اسباب بازی که بچه ها سوارش می شن داشتم خیلی هم دوستش داشتم . آقا پدر و مادر من هم نامردی نکردند اسبَ رو دادن به دختره . از اون موقع بود که هر وقت دخترٍ رو می بینم به فکر انتقام می افت�
من :(
دختره :)
اسبم از دوری من :((((
لایک = اینا هم از نشونه های سر راهی بودنته