تو خونه نشستیم دور هم .....
یهو مادرم میگه علی این ماشین لباس شویی رو بیشتر از تو دوست دارم...
تو اون موقعه قیافمه منوتصور کنید.......
خب بعد میگم چرا........
میگه اخه لباسارو میشوره خشک میکنه تحویلم میده تو بگو اینکارو بلدی بکنی.....
هیچی دیگه هرچی فک کردم دیدم لباسشویه از من بهتره....
هی خدااااا ماشین لباس شوییم نشدیم مادرمون تحویلمون بگیره......