ن
نام فرستتنده ۱۲ سال پیش
جوک

چندوقت پیش بابابام سرشهریه دانشگاه یه نموره حرفم شد.یعنی حرف که نه!درحد همین غرزدن های معمولی پدروپسری رفت اشپزخونه شنیدم به مامانمگفت:لعنت برشیطون ببین به خاطر 40 تومن یارانه مجبورم این پسره رو تحمل کنم.
اصلا ناامید شدم دلم می خواست برم دنبال پدرمادرواقعیم بگردم.
حالا بابام کلی بامعرفته این جوری نیگاش نکنین مثلا بستنی قیفی می خره خدایی اش اخرش نونش و رو میده من بخورم !!!!!!!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.