b
bnyamin. ۱۲ سال پیش
جوک

*****صرفن جهت خنده*****
داییم شیرینی فروشی باز کرده مامانم نمیدونست
دیشب اومد با یه بسته شیرینی مامانمو سوپرایز کنه.
افطار که شد شیرینی رو باز کردن شروع کردن به خوردن!
مامانم یه دونه برداشت خورد نگاه جلد شیرینیه کرد دید نوشته
"به امید دیدار مجدد شما"
مامانم با یه خنده ملیح گفت"به امید دیدن قبر بابایه .شما اینم شد شیرینی ؟حالم به هم خورد چقد بدمزس!"
داییم:(
من:l
بابام:D
من با صدای بلد:مامان این مال شیرینی سرای داییه امروز افتتاحش کرده!
مامانم شیرینی گیر کرد تو گلوش!سرفه شدید!=))
بعدش که حالش خوب شد یکی دیگه خورد گفت نه خیلیی هم خوش مزس دفعه قبل حواسم نبود:)
خونه ترکید از خنده^_^

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.