*****صرفن جهت خنده*****
داییم شیرینی فروشی باز کرده مامانم نمیدونست
دیشب اومد با یه بسته شیرینی مامانمو سوپرایز کنه.
افطار که شد شیرینی رو باز کردن شروع کردن به خوردن!
مامانم یه دونه برداشت خورد نگاه جلد شیرینیه کرد دید نوشته
"به امید دیدار مجدد شما"
مامانم با یه خنده ملیح گفت"به امید دیدن قبر بابایه .شما اینم شد شیرینی ؟حالم به هم خورد چقد بدمزس!"
داییم:(
من:l
بابام:D
من با صدای بلد:مامان این مال شیرینی سرای داییه امروز افتتاحش کرده!
مامانم شیرینی گیر کرد تو گلوش!سرفه شدید!=))
بعدش که حالش خوب شد یکی دیگه خورد گفت نه خیلیی هم خوش مزس دفعه قبل حواسم نبود:)
خونه ترکید از خنده^_^