******sara akbari-roointan******
یه ماه پیش عموی مامانم فوت کرده بود خالم خیلی ناراحت بود بیچاره خیلی گریه میکرد ...مثلا اومد ی خورده حرف بزنه مجلسو گرم کنه با آه ناله و زجه گفت
" به فرج (شوهرشه ) گفتم بیا بریم بیمارستان به عموم سر بزنیم گفت سرویس دارم نمیتونم ...."
ما رو میگی اون وسط غش کرده بودیم از خنده ...خاله خب نمیتونی مجلس گرم کنی مجبوری .... خاله مجلس گرمکنه ما داریم...
---------------------------------------------------------------------------------------
دختر خالم تازه عضو شده .....عزیزم ی وقت به مامانت نگیا ... جبران میکنم فدات شم ...فقط لایک یادت نره ..