آقا سر سفره سحر مامانم برامون آب هندونه آورده بود من هم گذاشتمش غذام که تموم شد بخورمش تا خوب بهم بچسبه ، غذام که تموم شد برداشتمش که بخورمش که یکدفعه بابام ازم گرفتش دادش به خواهرم . اون هم نامردی نکرد تا آخرش رو خورد !!!!.
حالا این که چیزی نیست ..
بابام دریچه کولر اتاق من رو بسته که باد کولر با قدرت بیشتری بره تو اتاق خواهرم .
حالا من می گم سر راهی ام بگو نه !! :(