***صرفا جهت خنده****
بابا بزرگم(مادریم) فوت کرده بود
شبش همه بعد از سر خاک رفتیم خونه مامان بزرگم.به جز بابام کار داشت رفت.
همه تو خونه نشستن ساکت!
هیچکدوم جیکشون در نمیومد!
ی دفعه اس ام اسی واسه من اومد^_^
صداش زیاد بود همه چهار چشمی داشتن منو نگا میکردن!
اس از بابام بود.مامانم گفت کیه؟
منم ی لحظه با خواهرم اشتباه گرفتم گفتم باباته!^_^
من:)
مامانم:l
حظار همه قرمز شده بودن داشتن خفه میشدن از فشار خنده!
جمعیت ساکـــــــــتتتتتتتتتتت
یه دفعه مامانم ترکید از خنده!
بله دیگه خونه رفت رو هوا!
عموم هم گفت :اس داد نگفت فشار قبرش چ طور بوده؟
دیگه بد تر خونه ترکید از خنده!
فردا که رفتیم سر قبر همسایه ها اینطور نگامون میکردن:l:l
این از سوتی دادن من^_^