داییم (دندونپزشکه) خونه سازی داشت ، منم با شوهرخاله ام(فوق لیسانس) و اون یکی داییم(لیسانس) رفته بودیم سرساختمونش داشتیم به عنوان کارگر بهش کمک میکردیم(تعجب نکن اینجا عادیه)! همینطوری که مشغول بودیم یه خانومه با پسرش داشت از توی کوچه رد میشد، داشت به پسرش میگفت: پسرم درس بخون که یه کاره ای بشی، اینارو نگاه کن(اشاره به ما) این عاقبت درس نخوندنه!
من : خانوم، اون آقاهه که داره شیر آب رو می بنده دکتره ، دندونپزشک ..
اون آقاهه که داره آجر میده کارشناسی ارشد داره..
اون یکی که فرقون دستشه لیسانسه است..!
خانومه O_o