M
M@řý@M Ñø àşâß ۱۳ سال پیش
جوک

به همین برکت اگه بخوام خالی ببندم:|
جای همگی خالی خانوادگی رفته بودیم بندر گناوه بعد منو مامآنم با هم رفتیم تو بازار.بپلکیم رفتیم داخل یه مغازه تو یه پاساژ که سر نبش بود و دور و برش همش شیشه بود یه دفعه دیدم بابام داره از دور میدوه نم با تعجب داشتم همین طور نگاش میکردم (اخه بابام معلولا هیچ وقت نمیدوه) یه دفعه دیدم بابام اومد تو پاساژ در مغازه رو خیلی اشکن( اکشن:|) باز کرد گفت ببخشید اغا دسشویی کجاست؟ بعد فروشنده بیچاره با یه حالت پوکر فیس گفت طبقه ی بالا
فک کنم بابام اصن مارو ندییییید
من که از شدت خنده دلم میخواست ویترین مغازه رو گاز بگیرم عین دختر خوب شخصیت خودمو هفظ کردم و جلوی خودمو گرفتم.
لایک:ماهم وقتی دسشویی داریم این گونه ایم
لایک:ما جلو خودمونو میگیریم تا کولیه هامون بپوکه

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.