صبح با دوستم سوار یه ماشین شدیم که وسط جاده جوش آورد. از توش دود می اومد بیرون و بو میداد عجییییییب. به آبجیم که معرّف حضور هستن اس دادم چی شده و اگه نیومدم حلال کنید!
چند دقیقه بعد راننده مجبور شد ما رو با یه ماشین دیگه بفرسته..دوباره به آبجی خانوم اس دادم که نجات پیدا کردیم.برگشته میگه:
اه! نزدیک بود ثروتمند بشیما!!!
من اینو کجای دلم بذارم آخه؟