شب نیمه شعبان داشتن بستنی پخش میکردن رفتم تو صف به هر کس هم یکی میدادن یک دونه بستنی گرفتم برای گودزیلامون دوباره رفتم تو صف برای خودم بگیرم گودزیلا هم نامردی نکرد منتظر من بود باهم بخوریم نوبت من که رسید آقاهه عصابش خورد شد فهمید اومدم دوباره بگیرم هولم داد گفت آقا برو بذار به بقیه هم برسه !
.
.
گودزیلا عصابش خورد شد مثل کارتون تام و جری اومد بستنی شو درسته پرت کرد تو صورت مرده !!!
.
بعدش خیلی کلاسیک با هم دیگه به سمت افق فرار کردیم !