لیدی اند جلتنمن(خو چیه اینجوری نگاه میکنید گفتم یه خلاقیتی کرده باشم!)
خواهر گرامی 25 سال سن داره چهار روز پیش داشت با مامانم سبزی پاک میکرد که یه حلزون دید.حالا گرفتش گذاشتش تو یه بشقاب هر روز هم سبزی و کمی اب میاره واسش:l
اسم هم واسش گذاشته:l گذاشته میگ میگ!
امروز صبح دیدم خواهرم میگه سلام صبح بخیر بیا این غذا تو بخور تا زود بزرگ بشی اول که چشم بسته بود خیال کردم داره با من میحرفه بعدش که بلد شدم دیدم بلهههههههه داره با اقا میگ میگش حرف میزنه:l
(اره تعجب نکنید منم نمیدونم جچور فهمیده اقاست!)
بعدش هم میگه میخوام یه جفت واسش پیدا کنم تا بزرگ بشن ازشون کرم حلزون اصل درست کنم:l
خدایا امیدی به این خواهرمون هست؟
لایک=========نه متاسف�
لایک========شاید!