م
جوک

اقا (مهندسم دیگه سواد دارم)( حالا 5 6 سال دیگه میشم)بچه که بودم رفته بودیم بیرون تفریح. اتیش روشن کرده بودیم من یک چوب برداشتم گذاشتم رو اتیش چوبش قرمز شده بود بعد پسر عموم که کوچیک تره خودم بود خم شد سنگ برداره منم یاد یک برنامه افتادم که امد سیخ داغ زد پشت یه موجودی بنده هم به یاد اون برنامه امدم سیخرو زدم پشت بچه بدبخت اونم که داشت از درد میمرد منم یک کتک درست حسابی از پدر بزرگوار نسیبم شد .خدا زیادشون کنه با این برنامه هاشون مارم اغفال کردن

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.