د
دانش آموز ۱۳ سال پیش
جوک

بخش2
مرد رفت آما پس از هفته ها یادش آمد که مادر نوزاد(یا همون زنش رو)یادش رفت بیاره وقتی برمی گرده همون دکتره که تیر خورده (آره هنوز زنده هست)بهش می گه زنت ناقص شده حالا دیگه باید همیشه در کنارش باشی زیرش رو تمیز کنی باید برا اینور و اونور کردنش کولش کنی در ضمن شنوایی و بینایش رو از دست داده مردناگهان آرام ایستاد و منتظر بود پزشک بگوید که شوخی می کند آما
.
.
.
.
.
اینبار هم دکتر شوخی کرد دوباره برگشت و گفت زنت همون اول مرد ناگهان مرد لبخند زد و shut Gun اش رو در آورد وبه دکتر شلیک کرد
البته بعد از اون ماجرا دکترِِِِِِ ازدواج کرد و الان سه تا بچه داره
ناگهان بعد از به دنیا آمدن بچه سوم در اثر شلیک گلوله و خون ریزی زیاد در گذشت
(این داستان کاملا و صد در صد و مطمئنا و حتما واقعــــــــــــــــــــــی نیست)

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.