s
sanaz71 & mehdi.sisi ۱۳ سال پیش
جوک

صبح ساعت 8 مامانم بلند شده اومده تو اتاقم و مشغول تميز كردن اتاقم شده حالا مكالمه بين ما:
مامانم: چه خبره انقد اتاق كثيفه لباسا يه طرف، پارچ آب يه طرف، كيف يه طرف، پوست پفك و چيپس و آشغالايي ك ميخوري يه طرف
من: ماماني ولش كن ظهر كه برگشتم تميزش ميكن�
مامانم:خجالت نميكشي دختر؟اين چه وضعشه، من بايد بذارم برم تا حساب كار بياد دستتون
من با خنده باشه باهم ميري�
مامانم با عصبانيت: انگار طويله است:@
من بازم با خنده: خو مادر من فرض كن طويله اس
مامانم اينجوري O/0: نه گذاشت نه برداشت گفت حداقل اگه شيري ماستي محصولات لبني ميدادي دلم نميسوخت ميگفتم يه فايده ميرسونه
من :-( :|
مامانم :@
گاوه تو طويله:-D
بش گفتم ميذارم تو 4جوك، برگشته با عصبانيت ميگه ميخواي بفهمن چقد شلخته اي و اتاقت چه خبره آبروت بره، گفتم نه باو 80% بچه ها 4جوك مث منن:-D
من تنهام يا شمام اينجورين؟
نه خداييش مامانه اول صبح ضايع كنه داريم يا بچه اس ك مامانم داره عايا؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.