عاقا رفتیم عروسی...نچ نچ نچ نچ......چشاتون روز بد نبینه......
عروسی و بزن و بکوب تا پاسی از شب...حالا اومدیم پایین جلو در تالار واستادیم...عروس دوماد سوار ماشین عروس شدن رفتن...ملت بوق بوق زنان دنبالشون...یکی رفته رو سقف ماشین....یکی رفته رو لچکی ماشین...یکی رفته رو شیشه و تا کمر خم شده رو آسفالت جوری که میگن طرف عاسفالت بوس میکنه ب مولا که همینجوری بود...
حالا تو این هاگیر واگیر ی خانمی داد زد هرچی دختر مجرد هس بیاد حنا بماله به دستاش ایشالله بختش وا میشه
عاقا تا اینو گفت هجومی از دختر از رنج سنی10تا30 سال بود که حمله کردن به ظرف حنا
وااااای.....ما پسرا رو میگی....از خنده داشتیم بادکنکا رو میجویدیم....ی جوری هم با خدا راز و نیاز میکردن که مثل اینکه گره زدن سبزه تو 13بدر جواب نداده بود!!!!!!!!
این منم بعد از دیدن این صحنه در حال غرق(قرغ-قرق-غرغ)شدن تو افق(@-@)
پسرای فامیل= :)))))))))
دخترا= :((((((((
ظرف حنا= :/
اون خانمی که داد زد= :|
اصن یه وضی بود........دخترای فامیله دم بخته حسرت به دله که ما داریم!!!!!!!!؟؟؟؟