ز
جوک

کی باورش میشه من یه عمل جراحی داشتم چند روز پیش (به جون خودم داشتم خیلی هم دوسش داشتم)
یه چیز شیشه مانند رفت تو ساق پای بدبختم رفتم دکتر یه امپول زد بهم بعد دکتره یه نیم دایره به شعاع 1سانت با تیغ جراحی پاره کرد و همراه با اون ماده جون منو در اورد سه تا بخیه هم خوردم قشنگ اشک توچشام جمع میشد بعد از هر بار بخیه بعدش اومد گاز استریل بزنه دید بی حسیه مونده نزده اون امپوله هم مال بعد عمل بود واسه ترمیم زخم ومن اسطوره مقاومت ایران شناخته شدم ناراحتیم اینا نیستا نه ناراحتیم اینه که بعدش مامانم میخواس بزنه منو که چرا یه اخ کوچولو هم نگفتی
خو مادر من هر کی یکی دوتا از اون کتکای شمارو میخورد تریلی هم ردمیشد از روش هیچی نمیگفت چون مرده بود زیر تریلی

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.