Y
Yagmur ۱۳ سال پیش
جوک

**اولین پستمه** اون روز داداش کوچیکم اومده میگه:آجی نیگایه داستان نوشتم(محظ/مهظ/ مهض/مهزاطلاع ایشون کلاس اولن).منم باذوق وشوق گفتم بده نگا کنم....حالاببینین چی نوشته.... یکی بود یکی نبود یک اردک بی ترسویی بود ویک گرگ بی ترسویی بود.......یک روز گرگ خواست اردک رابخوردولی اردک گرگ راترسوند وگرگ فرار کرد.گفتم آخه این چیه نوشتی؟؟؟؟؟ولی کاش نمی گفتم اخه رف پیش مامی وگف آجی منو زد منم اون شب گشنه موندم. الان میخوام به جمع بروبکس سرراهی4جوکی بپیوندم^_^ موافقید آیااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.