ر
رضا ۱۳ سال پیش
جوک

این مادر عزیز من بارها منو تیغ زده، بچه که بودم عیدی هامو هاپولی میکرد ، بزرگ که شدمو خودم پول در آوردم، به بهانه های مختلف منو تیغ زد ، منم به عنوان کادوی روز مادر تو یه پاکت نامه نوشتم اون سکه هایی که بهت دادمو نمیخوات پس بدی......کلی خندید بعد باز خودشو زد به مظلومیت که یعنی تو واسه من هیچی نخریدی؟؟؟؟!!!!منم گفتم نه، همچین آدم خبیثیم من،چی فکر کردی،؟؟؟ بعد یواشکی دست کردم تو جیبم 2 تا سکه تمام،تماما، باز تاکید میکنم سکه تمام بهش دادم ، یعنی چنان خوشحال شد که دقیق نمیدونم ولی بالای 1 متر پرید بالا ، اصلا هاجو واج مونده بودم،گفتم جان من تو المپیک شرکت کن....
فدای همه مادرای دنیا که هیچ لذتی بالا تر از دیدن لبخند بر صورتش وجود ندارد.

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.