آخ آخ آخ آخ زمانی که من یک سالم بود برای دلخوشیم وخوشحال کردنم یه ملاقه ای بطری ای کتاب کهنه ای نهایتش یه جغجغه میدادن دستم ازخوشحالی میرفتم توافق محومیشدم.حالا هرچی اسباب بازی جورواجور میریزی جلوبچه مگه ساکت میشه مگه اینکه یه آهنگ شاد بذاری و هی بگی نینای نینای نیناش نیناش...
خلاصه مشغُلضمه اید(همون مدیونید)اگه فکرکنید من یک سالگیم یادم نیست...