R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا دیرو داشتم بر میگشتم خونه میخاسم بپچیم تو کوچمون دید نداشتم اول کوچه رو ببینم(:
از شانس ما یه گربه سر کوچه دقیقا تو نقطه ای ک من دید نداشتم داشت غذا میخورد عاغا من تا پیچیدم دیدم یه چیز سیاهی از بین پام رد شد منم این صحنه رو دیدم عربده ای کشیدم و دوییدم پنج متر اونورتر وایسادم گربه هم از ترس من و هم از ترس عربده من رفت پنج متر اونورتر وایساد همینجور داشتیم همدیگرو نیگا میکردیم!!!!!
عاغا من وقتی دیدم گربه بود چن تا فحش رکیک به اون و سپس به خودم بخاطر عربده ام دادم!!
حالا مگه همدیگرو ول میکردیم اون شاکی بود ک وسط غذا خوردنش من اومدم من بخاطر ترسوندنم ازش شاکی بودم هچی همدیگرو نیگا میکردیم انگار میخاسیم دوئل کنیم بعد یه مین من بیخیال شدم رفتم!!!!شانس اوورد بخشیدمش!!!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.