م
محمد موحدی (O L O) ۱۳ سال پیش
جوک

****************** (محمد موحدی)******************
آقا چند سال پیش جلسه داشتیم توی مدرسه،
حدودا 12 نفر بودیم ، مدیرم توی جمعمون بود ، خلاصه مدیر شروع کرد صحبت کردن و گرم صحبت شده بود
همه بچه هاهم مثل مدیر خیلی صمیمی روی زمین نشسته بودنند و عجیب داشتند به حرفای مدیرمون گوش میدادند و همه جا ساکت بود
آقا چشتون روز بد نبینه یکی از بچه ها از بَس دو زانو نشسته بود خسته شده بود
واااااااااااااااااای به محض اینکه اومد چهار زانو بشینه یهو یه بادی ازش در رفت یعنی زااااااااااااااااااااااارت
نه دادا یه چیزی در این حد
" زااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارت "
خلاصه فقط نشسته بودیم ببینیم کی از خنده میترکه ، که خودم ترکید�
جاتون خالی،،،،،،،،، بله یه همچین آدَمه بی جنبه ای هستم من

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.