ن
نرمین ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب یکی از دوستای بابام که خیلیم باهاش رودربایسی داره اومده بود خونمون ...داداش احمق دهه هفتادیه مام اومده بود یدونه پسته ورداره کوفت کنه میپره گلوش اغا در حد خفگی کبود شده بود داشت میمرد که این دوست بابامون بایه ضربه نجاتش داد...دیدیم بجای پسته پوست پسته از حلقش در اومده ...
دوست بابامم همون که جلوش ابرویی داشتیم الان دیگه نداریم میگه پسرم زیاده پسته بخور پوستش چرا؟؟؟
ینییی اخرشب بابام همه پوست پسته هارو کرد توحلقش ...لامصب مامانمم همکاری میکرد...اینم جمع خانوادس ما داریم اخه؟؟؟
داداش احمقم &:
باباموبقیهO:O:O:O:O
خو مگه چیه دارن بچه شونو تنبیه میکنن...
من...U...بابااین یه لیوان ابه میخام بخورم برید دیگه ...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.