D
D.R.S ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب خیلی خسته بودم بعد ساعت 12.5 دیگه خوابیدم تا صبح بعد بلند شدم برم دست و صورتم رو بشورم مامانم گفت : دیشب خوب خوب خوابیدی ؟
من که داشتم از تعجب شاخ در می آوردم / یه لحظه هم فکر کردم هنوز خوابم/ به مامانم گفتم : چیزی شده مامان ؟آفتاب از کجا در اومده مهربون شدی ؟
گفت : مگه تو جنبشو داری که آدم باهات مهربون باشه ؟⁞˳˳˳˳⁞دیشب یه صدایی اومد... خیلی ترقش ̈́̈́̈́̈́̈́̈́منفجره بود!
من تو اون لحظه ...±...©<گاز زدن سنگ دست شویی>
بقیه گفته های مامانم => باباتم خیلی ترسید و یهو پرید بالا تو مثلا آدمی?؟?؟ خیلی صداش زیاد بود☺☻
مثه بمب بود
مثه فشفشه بود < اصلن یه لحظه فکر کردم عراق بمب انداخته >

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.