یادم میاد وقتی ابتدایی بودم یه روز خیلی زود رفتم مدرسه.یکم تو پارک کنار مدرسه تاب سواری کردم.بعد مدیر اومد تا در مدرسه رو باز کنه.دوستای منم عجب شرخرایی بودن.خودشونو ترسناک کرده بودن تا منو بترسونن(قبل این که من بیام از در بالا رفته بودنو داشتن آماده می شدن.خلاصه مدیر درو باز کردو اونام پریدن جلو شو بد جوری ترسوندنش(فکر کردن منم)مدیرمونم بدجوری ترسید و پخش شد رو زمین.
قیافه من اینجوری بود :))))))))))))))
قیافه مدیر +__#