امروز داشتم تو مدرسه فوتبال بازی می کردم که یه گل قشنگ زدم بعد با اعتماد به نفس و سری بالا شروع به خوشحالی کردن کردم که پام پیچ خورد رفتم یه گوشه افتادم زمین.که دیدم همه دارن تیر دروازه ها رو میجون همون لحظه بود که خواستم برم افق که دیدم نمی تونم راه برم.الآنم دارم با پای گچ گرفته براتون می نویسم.
یعنی آدم با آفتابه کافه گلاسه بخوره ولی این طوری ضایع نشه