s
s.b.v2 ۱۳ سال پیش
جوک

اغا دیروز با بابامون رفته بودیم بیرون و وقتی که داشتیم بر میگشتیم ...
بابام: سروش بپر دو بسته ازاین کالچر طلایی ها بگی
من:؟ جـــان چی بگیر�
بابام:ای بابا توم ک از دنیا عقبی ها برو به مغازه داره بگو خودش میدونه
من:اغا کالچر طلایی دارید (نه خیر سلامم یادم نرفت)
مغازه دار:)))))))))))))))منظورتون چاکلز طلایه
من:(((((((((((((((
من به بابام: بابا منظورت چاکلزه
پدر گلم: O-o مگه من چی گفت�
من:در این لحظه من تو افق محو بودم و تصویرم در دسترس نیست(ببخشید دیگه)
نه خدایی بابای با اعتماد به نفسیه داریم .

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.