ά
ά๗Į√ 711 ۱۳ سال پیش
جوک

کله سحر ساعت 10 کارگر شهرداری زنگ زده جز منم کسی خونه نبود،صدای زنگو شنیدم ولی حسش نبود بیدار شم.یدفه دسشو گزاشته رو زنگ برم نمیداشت!کپ کردم پاشدم میگم کیه با همون لحجه ی شیرینش میگه:کارگر شهرداریم ی چای میخاسم!!!
میخواسم بگم بالای در نوشته چای خانه سنتی یا نوشته تفرج گاه کارگران خسته؟حالا اینا ب کنار..مرد حسابی چرا اینجووری میزنگی! (-_-)
خلاصه رفتم ی لیوان چای با ی قندون "پر" با ی تیکه کیک گذاشتم تو سینی بردم بش دادم اومدم داخل رفتم بخوابم باز دسشو گذاشته رو زنگ تا من آیفون برنداشتم دسشو بر نداشت!
رفتم ازش گرفتم اصن باورم نمیشد..فقط لیوانه با سینیه و قندونه مونده بود!!!همه ی قندا رو خورده بود!:|
میخاسم بگم انقد قند خوردی ک این شکلی شدی =))))
هیچی دیگه ترسیدم منم بخوره ب این خوشمزه ای دویدم اومدم توو

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.