يکي ديگه از فانتزيام اينه ک:
بر اثر بيماري در بيمارستان باشم رو ب موت بعد همه بالا سرم باشن من ب مامانم بگم آهنگ پسرم وقتي مياي از داريوش رو بخونه،اشک تو چشا حلقه بزنه بعد من با ي لبخند مليح ...
إنا لله و إنا إليه راجعون
بعد از تحريم و گوشي راحت از جيب درا و پرايد وانت و پرايد دنده اتوماتيک اينجانب نيز خل و چل شده ام