p
parisan ۱۳ سال پیش
جوک

یه بار داداشم رفت بالا پشت بوم آنتن رو درست کنه. به من گفت تو بشین جلو تلویزیون هر وقت درست شد بهم خبر بده. منم مثل یه دخمل خوف گفتم چشم دادشی. بعد از نیم ساعت داداشم اومد پایین. گفتم بذار یه کم سر کارش بذارم.
من: داداشی تو رفتی جلو آنتن, تی وی نشونت داد.
داداشم: دروغ نگو. برو مسخره.
من: دروغ نمیگم. راس میگم به جون تو. می خوای دوباره برو بالا فیلمتو ضبط کنم.
دوباره دادشم رفت بالا و جلو آنتن قر میداد و میرقصید
بعد که اومد پایین بهم میگه کو ضبط کردی?
من آره ولی نمیدنم چرا پخش نمیشه
رفته از مامانم میپسره منو تی وی نشون داد?
مامانم: نه واسه چی باید نشونت بده?
داداشم: پری میگه رفتم جلو انتن تی وی نشونم داد
مامانم: یعنی تو نمیفهمی داره مسخرت میکنه?
ای خدا ای خدا داداشه باهوشه من دارم?????

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.