ر
رونالدو ۱۳ سال پیش
جوک

این خاطره واسه چند سال پیشه.
آقا یه روز خونه مامان بزرگمون دور هم جمع شدیم.خیلیا بودن.
بعد از ناهار همه خوابشون گرفت خوابیدن بجز منو دو تا پسر داییم.دیدیم شوهر خالم داره عین خرس خرناس میکشه.تو همین لحظه کرم درونمون قلقلکمون دادو پستونک بچه پسرخالم رو ورداشتیم گذاشتیم تو دهن شوهر خال�
آقا نمی دونید چه با اشتیاق داشت میخورد کاش اونجا بودید.ما هم داشتیم فرشا رو میجوییدیم که شوهر خالم بیدار شد.ماهم د فرار.
اونم قهر کرد رفت.هنوزم که هنوزه تحویلمون نمیگیره بدبخت.
یکی بهش بگه جنبه شوخی نداری شوخی نکن.ههههههههههه

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.