رویای صادقه:(قسمت دوم)
دارم کنار دیوار قدیمی مسجد محلمون راه میرم. پادرد شدیدی دارم. پاهام سستن ...
یهو تعادلمو ا دست میدم زارت می خورم زمین ... بعد یه مین متوجه میشم پاهامو نمی تونم تکون بدم دادددددددددددد میزنم پاهام پاهام خدایا فلج شدم مردم دورم جمع می شن..
کات soheil***کارت عالی بود احتمالن امسالم اسکار میگیریم:دی
خاهش میکنم اصغر جون( اصغر فرهادی)
بچه محلا دورم جم شده بودن جیغ و دست وسوتو هورا و من دوباره ا خاب پاشدم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که
اصغر فرهادی:/
اسکار تودستش:((((
نادر:(((((
سیمین:(((((
باباشون:(((
بچهه که مرد:///
من:))))