یه روز تو جاده شمال داشتم میرفتم، یه دفه یه گاو پرید وسط جاده منم محکم زدم رو ترمز و خیلی شاکی شد�
شروع کردم به بوق زدن، دیدم همینجوری وایساده وسط جاده عین بز داره منو نیگا میکنه ،یعنی درگیر جذبش شده بود�
اومدم پیاده شم دیدم گاوه یه نگا به من کرد، یه نگا به تابلوی محل عبور حیوانات، بعد یه سری به نشونه افسوس تکون داد و رفت...