دیروز بابام اومد خونه نیششم تا بنا گوش بازه
من:سلام بابا؛ چیه خوشحالی؟
بابام:سلام (با لبخند) هیچی با ماشینت تصادف کرد�
من:شوخی میکنی!
بابام:نه جون بابا راس میگ�
من:عه بابا یعنی چی شورشو دراوردی میدونی این چندمین باره!!!!!
حالا منم عصبانی داشتم صحنه رو ترک میکردم بابامم اومده منو بغل کرده با یه حالت غمیگن تو چشای من نگاه میکنه میگه :میخوای بری برو؛ فقط گیتارتو با خودت نبر
نه خدایی این باباس من دارم؟
ماشینه نازنینمو بگو !!!وای وای